صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 31
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
بعضى معتقدند كه ابن فارض پايهگذار زبان رمزى cilobmyS در شعر عرب است ؛ « 1 » اما اگر چنين هم نباشد ، وى بىشك از تجربهها و ابداعات گذشتگان در اين امر ، يعنى از ادبيات صوفيانه و خصوصا از شطحيات صوفيه ، به نحو شايستهاى استفاده كرده و آن را در شعر خود به كمال رسانده است . زبان رمز و بيان كنايهآميز به شعر او نيرو و تأثير بسيار بخشيده است و يكى از مهمترين علل بسط و رواج آن به شمار مىآيد . اوج شعر ابن فارض در قصيدهء تائيهء كبرا جلوهگر است . اين قصيده با بيش از 750 بيت ، حدود نيمى از كارنامهء شعرى او را در بر مىگيرد و علاوه بر اين ، نمايانگر سلوك معنوى ابن فارض است و معراجنامهء او محسوب مىشود . ابن فارض اين قصيده را در آغاز « أنفاس الجنان و نفائس الجنان » ناميده بود ؛ بعد آن را به « لوائح الجنان و روائح الجنان » موسوم ساخت و پس از آنكه پيامبر ( ع ) را در خواب ديد ، به اشارهء آن حضرت ، نام « نظم السلوك » بر قصيدهء خويش نهاد . « 2 » ابن فارض معتقد است كه آنچه در اين قصيده به طالبان مىبخشد ، از مواهب الهى است كه به وى رسيده است ، زيرا وجود خويش را از انوار ذات حق روشن مىيابد و خود را « او » مىداند . « 3 » به گفتهء شيخ على ، ابن فارض را اوقاتى حاصل مىشد كه در آن نه صدايى مىشنيد و نه چيزى مىديد ؛ همچون مردهاى از خود بىخود مىافتاد و كمابيش ده روز بر او مىگذشت و پس از آن به خود باز مىآمد و ابياتى از تائيه را مىسرود . « 4 » شعر ابن فارض متأثر از سنّت شعرى روزگار وى و آكنده از انواع صنايع بديعى است . ديوان او بخصوص در مواردى كه به تكلف گراييده است ، از عيوب و تعقيدات شعرى خالى نيست ؛ بااينهمه آراستگى كلام و ذوق او در انتخاب الفاظ ، به سرودههاى وى امتياز خاصى بخشيده است ؛ چنان كه ماسينيون شعر او را به قاليچهء زربفتى تشبيه مىكند كه حاجيان با خود به كعبه مىبرند . « 5 »
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به : تاريخ الأدب ، زيّات ، ص 354 ؛ قس : التصوف ، عمر فرّوخ ، ص 100 - 101 . ( 2 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 8 . ( 3 ) . ديوان ، ص 115 . ( 4 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 8 . ( 5 ) . تصوف اسلامى ، ص 160 .